نوزده ماهگی نورا و کارهای جدید Nora in her nineteenth month

تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net

مدت زیادیه که آپ نکردم.... اما هر شب فکرم این بود که بیام رو نت ولی نمیدونم آخر شب انقدر خسته میشم که حوصله ی باز کردن لپ تاپ و نوشتن رو نداشتم. بعدش میگم بذار فردا شب و همینطوری روزها میگذره ولی امشب دیگه طلسم رو شکستم.

  حالا دخترم خیلی شیطون شده و بیشتر از قبل کارهای خودش رو انجام  میده...تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net

 

کارهای جدیدی که دختر قشنگم انجام میده :

  • الان حدود سه روزی میشه که از تخت ما که ارتفاعش هم زیاده خودش میاد بالا و دیگه کاری به من نداره که بلندش کنم.
  • دندون سیزدهم اومد بالا و دندونهای چهارده و پونزده هم هنوز نیش نزدند ولی دکتر میگه که زود در میان.  هنوز ویتامین د و مولتی ویتامین بهت میدم
  • با دختر عمه اش میره رو صندلی یا مبل و دختر عمه اش که ٨ ماه بزرگتره با جرات میپره ولی نورای من, میشینه و میاد پایین و بعد برا خودش دست هم میزنه ! خیلی با جراتی دخترکمزبان.. هنوز نمی پری با این که چندین بار باهات تمرین کردم.
  • غذا رو فقط خودت  میخوای با قاشق یخوری  و حسابی هم خودت رو کثیف میکنی و وقتی هم دستات کثیف میشن دستت رو میاری جلو یا به دستمال کاغذی اشاره میکنی و میخوای من دستات رو تمیز کنم و اگه بخوام قاشق تو دهنت بذارم قبول نمیکنی ولی قاشقی که بابا بخواد بهت بده رو میخوری!
  • خودت از ماشین میری بالا و سوار میشی بعدش هم میری تو کار سیتت میشینی و میخوای که کمربندت رو ببندی... ولی وقتی میبندم چند دقیقه بعد میخوای باز کنی ... اگه خودم و خودت باشیم که باز نمیکنم تا برسیم به مقصد ... اگه برات آهنگ بذارم ذوق میکنی و سر جات بالا پایین میپری یا از ته دلت میخندی!

 

 

اینجا, وقتی که رفته بودیم دریا, برای اولین بار خودش خواست سوار تابی که برا نینی کوچولوها نبود و تکیه گاه نداشت, شد و تاب خورد و خوب تعادل خودش رو نگه داشت و اصلا هم نیفتاد

یه سری اسباب بازی های جدید که من یه بار که با نورا تنهایی رفته بودیم خرید براش گرفتم که اسکوتر رو که اصلا بلد نیست سوار شه و روش میشینه و هر چی بهش آموزش میدم نمیگیره البته روش نوشته از سه سالگی به بعد و دومی رو هم پاهاش به پدال نمیرسه و من هلش میدم ... به جای این که برا الانش اسباب بازی گرفتم برا سال دیگه اش گرفتم!!

  •  دختر عمه اش  زهرا رو (لَلا) صدا میکنه و براش همه ی بچه ها للا هستند یا نینی.
  • شامی کباب رو خیلی دوست داره و همینطور ماست و پنیر دانمارکی  و ورقه ای.
  • سوار تاب میشه شروع به خوندن ( تاب تاب عباسی ) میکنه ولی بقیه اش رو بلد نیست ...
  • هر وقت باباش زنگ میزنه تلفن رو ازم میگیره و میگه ( اَلوووو بابا گیلِ گیلِ گیل اَلووو لَلا نولا... ) یه عالمه کلمه های من در آوردی که معنی خاصی ندارن
  • هر وقت چیزی بخواد میگه مامان نولا... نمیگه مامان من... اسم خودش رو صدا میزنه.
  • کلاغ پر, گنجشک پر رو یاد گرفته و اون و زهرا دستاشون رو میذارن وسط و  میگن ( کلا پر گُنجی پر و برا بقیه اش هم دست میزنن و من براشون میخونم ).
  • از دفعه ی قبل که خیلی سخت مریض شده بود و یه بار تو بیمارستان با حوله روش آب سرد ریختن که تبش کم بشه و دو سه بار هم من تو خونه .. مثل قبل مشتاق حمام نیست و وقتی که وان پر آب میشه میخواد بیاد بیرون و شروع به گریه میکنه ... نه مثل قبل که روزانه میخواست حموم بشه و الان هم مجبورم در حالی که  گریه میکنه حمومش کنم .. مخصوصاً وقتی که آب رو سرش میریزم خیلی خیلی گریه اش شدت میگیره... الهی فدات شم .. تو دریا که از فاصله ی یه متری به دریا جلوتر نمیاد و اگه منم برم جلو میزنه زیر گریه ... این عکس رو ببینین.

  • جدیداً عاشق بازی های فکری شده و دوست داره مکعب ها رو هم بچینه یا خونه سازی بکنه ... به اسباب بازی هاش کاری نداره و فقط وقتی زهرا هست میره طرفشون و در حالت عادی ماشین سواری دوست داره..
  • تو پارک که میبریمش دوست  داره سوار همه ی اسباب بازی ها که برا نینی کوچولو ها هست بشه... نه مثل قبل که میترسید یا دوست نداشت .. البته این مال خیلی قبله قبل از یه سالگی اش ولی الان دونه دونه سوار میشه و بعضی ها رو هم دوباره میخواد و با گریه باید از بازی ها دورش کنیم.
  • قبلا گفتم که از وقتی که از ایران برگشتیم از اونجایی که شاهد دستشویی رفتن دختر خاله اش پریا جون بود, این کار رو یاد گرفت و وقتی که دستشویی داره دست میذاره رو باسنش و میگه مامان ( اخ کردی ) و الان هم که برا خودش توالت نینی کوچولوها رو  داره بعضی وقتها قبل و بعضی وقتها بعد اخ کردنش میگه و خلاصه دارم آماده اش میکنم برا بعد دو سالگی اش که از پمپرز بگیرمش. وقتی هم که من بخوام برم دستشویی یا باباش بهمون میگه بابا اخ کردی؟   ازش میپرسم نورا اخ کردی؟ اگه اخ نکرده باشه میگه نه , بابا اخ کردی ... وقتی هم که اخ کرده باشه دستش رو میذاره رو باسنش و میدوه طرف دستشویی..
  • آب بخواد میگه آب یا آب بده ... این دو کلمه رو طوری میچسبونه که یه کلمه به نظر میاد ( آبِدِ) .. اگه گرسنه باشه میگه آ‌آ.
  • اگه چیزی رو گم کنه میگه مامان کو؟؟؟ قایم میشه یا دستاش رو جلو صورتش میگیره و  میگه دالی!! دست میده و میگه سلا (سلام)
  • بوس های آب دارش مرهمه, وقتی بهش بگن بوس کن ماچ آب داری میکنه

 اینجا هم یه سری از عکسهای مسافرت قبلی ما به ایران و یزد..

 

 

عکس نورا و دایی مهربونش ابراهیم که همه میگن دخترکم به داییش رفته.

این هم عکس بزرگ ترش که بهتر بتونین ببینین حلال زاده به کی میره؟؟؟

و اینم یکی دیگه

تا بعد بای بایقلبماچ

تصاویر زیباسازی ، کد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچک دات نت www.pichak.net

/ 11 نظر / 68 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهام

بچه ها چقدر زود بزرگ میشن واییییییییییییییی کی میشه ارینای من اینقدر بزرگ شه دخترتو ببوس ستاره جون

شادی

سلام ستاره جون خوبی عزیزم؟ ممنون که به وبلاگ ما سر زدی عزیزم . راست می گی چقدر نورا کوچولو شبیه دایی اش هست! البته این رو هم بگم که دایی اش خیلی خوش تیپه[چشمک] راستی من هم شهریوری هستم شهریوری ها حرف ندارنند[نیشخند][چشمک] نورای مامانی رو ببوس

maral mamane anita

salam khobin mersi ke omadi pish masaetare jon che ajab cha ajab chedai khoshkel khoshtipi khili asali shodi nora khale mibosameton[قلب][ماچ]

پریسا(خانه کودکی)

قربون دخملک شیطون ..مامانی حجله نکن دخملمون یاد میگیره خودش با اسباب بازیاش بازی کنه[قلب]

مامان مائده

چه عکس های خوشگلی.بابا چه دایی خوش تیپی...[چشمک] بوس برای دخملی و ستاره جون. منم کارشناس آموزش رشته شنوایی شناسی هستم.[نیشخند]

مامان رویا

ماشاالله نورا کولولووووووووو[گل][قلب][ماچ]

دایی ابراهیم

سلام.. خوبی خواهر گلم...[گل] خدا کنه نورا همه چیش به دایش بره...[خجالت] بوس برای نورا[ماچ]